۲۶ سالمه
خانوما
من شهرستان زندگی میکنم و اینکه همه دوستان ازدواج کردن همونایی که از ابتدایی تا دانشگاه با هم بودیم همه ازدواج کردن حتی بچه هم دارن
همشون حتی همونایی که هر روز با یه پسر بودن راحت ازدواج کردن الانم زندگی خودشونو دارن
منی که با خدا بودم با پسری نبودم
الان مجردم و زندگی اونا رو نگاه میکنم بچه هاشونو نگاه میکنم حسرت میخورم
چی مشد خدا به منم شوهری که میخوام و بده
راستش خجالت میکشم از اینکه اونا ازدواج کردن و من نه
میدونم هر کی یه قسمتی داره و فلان ولی خسته شدم