سلام بچه ها
من یه دوستی دارم حدوداً 12 ساله باهم دوستیم و تقریباً 4 5 ساله باهم رفت و آمد خانوادگی هم داریم اما از اول دوستی مدام به خاطر اختلاف سلیقه و عقیده باهم دعوامون شده و هی قهر و آشتی کردیم تا اینکه آخرین بار دو سال قطع رابطه کردیم ولی باز آشتی کردیم.
مشکلم باهاش اینه که همه ش ادای مامانارو درمیاره، فک می کنه اختیار من دستشه و هر جور دلش بخواد می تونه رفتار کنه چون کلا دختر لوسی هستش یکی یه دونه س و پدرش تو بچگیش فوت کرده و همیشه تو خونه شون حرف حرفِ اینه
مشکل جایی بزرگتر میشه که من بخوام به ازدواج فکر کنم یا با پسری در ارتباط داشته باشم. مدام دخالت میکنه و سعی می کنه منو کنترل کنه، یا همه ش میگه دوس پسرت به من توهین کرد در حالی که واقعا هم دوس پسرم و هم من هردو سعی می کردیم طوری باهاش رفتار کنیم که احساس تنهایی نکنه و ...
دیگه خسته شدم از کاراش و حرفاش می خوام قطع رابطه کنم اما مامانم نمیذاره میگه اون خیلی جاها در حقت خواهری کرده و ...
چیکار کنم؟ شما جای من بودید چیکار می کردید؟