داغونم رها
مرگ دوستمو جلوی چشمم دیدم حالا واسه خودم پرونده قتل درست شده
ب قید وثیقه بیرونم
نگاههای سرزنش بار خانواده
از دست دادن شغلم
از دست رفتن اینده
بازداشتگاه و زندان رفتن
همه و همه ازم ادمی ساخت که فقط دلش مرگ میخواد
غم رفتن دوستم ک هنوز چهلمش رو نگرفتن یک طرف
و مردمی که به چشم بد نگاهم میکنن یک طرف
و خانواده ای ک دیگه یه سر انگشت قبولم ندارن...
خونه نشین شدم و داغونم...
دو بار اقدام ب خودکشی کردم ولی نشد ک بشه
هرشب از خدا میخوام صبح دیگه پانشم...