لطفا اگه میخواید نمک بپاشید اصلا حرف نزنید
موضوع اینه ک من وقتی میبینم شوهرم با اقوامش چه نزدیک چه دور بد میشه خیلی خوشحال میشم فکر میکنم دیگه ازشون داره دور میشه اونم دلیل داره
بخاطر اینکه چند سال اول ازدواج مون خیلی سنگ همشون رو به سینه میزد و به من فحش میداد که باید به فامیلم اخترام کنی چنان کنی ظرف بشوری از این حرفا حتی بخاطرشون کتک هم خوردم واسه همین من ایتطوری شدم خوشحال میشم شوهرم با فامیلش بد بشه و بزارشون کنار هم اینکه اون فامیل هم از من خوششون نمیاد و خیلی به من تیکه میندازن و فقط خودشونو دوست دارن مثلا توی مهمونی هاشون همشون سرشون تو ماتحت هم دیگه هست خواهر شوهرم که باید بیاد پیش من بشینه ک من غریبی نکنم بدتر باسنشو به من میکنه میره پیش دختر عمش بعد به شوهر من میگن زنت با مانمیجوشه و شوهرم هم با من دعوا میکرد واسه همین امیدوارم رابطش با فامیلش قطع بشه آمین