2821
2789
عنوان

شوهرم

63 بازدید | 4 پست

امروز شوهرم با یکی از همکارای خانم بیمارستانشون حرف میزد من خواب یودم صداشونو میفهمیدم کلا داشتن درباره اینو اون حرف میزدن منظورم همکاراشونه بعد هی هرهر میخندیدن اعصابم خورد شد گوشیو گذاشت رفت بیرون تا نزدیک به ۲۰ دیقه با هم حرف زدن حالم خیلی بده اون زنه یکم بزرگتراز شوهرمه بچه داره شوهر داره میدونم اما چرا شوهر من باید این همه باهاش حرف بزنه شوهر این همه ادعای دوست داشتنش میشه اخه چرا باید این همه حرف بزنه اینقد صمیمی ...از اون موقع تا حالا صداشونو شنیدم قلبم میخاد تو جا دربیاد از گریه نمیدونم اومد چطور باهاش رفتار کنم..بخدا خیلی دوسم داره خیلی عاشقیم .حواسم بود جلوتر از اینکه با خانمه حرف بزنه اومد بوسم کرد ..اخه نمیدونم چرا این همه صمیمی باهاش رفتار کرد من خیلی حساسم دلم نمیخاد این همه با کسی صمیممی بشه مخصوصا یه زن باشه

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

2825
2823
2791
2779
2792