2777
2789
عنوان

افسرده ام

200 بازدید | 25 پست

یه مدته خیلی احساس افسردگی میکنم اما ظاهرم نشان نمیده خودم وقوی نشان میدم مادر ۲تا بچه دوقلو هستم توشهر غریب خیلی خوب هم به بچه ها وزندگی ام میرسم بچه هام کلاس دوم هستن ازنظر تحصیلی هم هم عالی هستن اما خودم ازدرون داغونم  گاهی وقت ها دنبال یه خلوت میگردم تاخودم ودلداری بدم آروم کنم  اما میترسم این همه قوی بودن نابودم کنه

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

باهاش حرف زدی تا حالا از حست از احساست

فقط تابستان صحبت کردم بابحث ودعوا 

بعدش خودم وآرام نشان دادم کلا تیپ شخصیتی ام آرام هست وهم اینکه نمیخواستم تشنج وبه بچه هام منتقل بشه

باهاش حرف زدی تا حالا از حست از احساست

من یه باربرای خواهرشوهرم تعریف کردم یه پسردایی دارم خونه ماشین همه چی داره از ماهم بزرگتره اما ازدواج نمیکنه زندایی ام خیلی غصه میخوره 

بعد فکرمیکنید خواهرشوهرم به شوهرم وقتی من نبودم چی گفته

فقط تابستان صحبت کردم بابحث ودعوا بعدش خودم وآرام نشان دادم کلا تیپ شخصیتی ام آرام هست وهم اینکه نمی ...

اینجوری چه فایده ای داره 

یا از خودت و حقت دفاع کن یا واقعا قلبا ببخش و فراموش کن و بگذر غیر این خودتو نابود میکنی

اینجوری چه فایده ای داره یا از خودت و حقت دفاع کن یا واقعا قلبا ببخش و فراموش کن و بگذر غیر این خودت ...

بخشیدم دارم زندگی ام میکنم اما یه جایی ته قلبم مونده 

بخشیدم امافراموش نمیشه

چی؟

توبحثی که باشوهرم داشتیم یهو از دهنش پرید که اگه اززندگی بامن ناراحتی  میشدی زن پسر دایی ات که هنوز به پات نشسته ماشین داره خانه داره

این وکه گفت فهمیدم شک شوهرم ازکجاست بهش گفتم من این حرف ها روفقط به خواهرت گفتم اما اون اشتباهی به گوشت رسانده

شوهرم حتی فکرمیکرد من باپسرداییم تلفنی درارتباط هستیم یه روز صبح زود هم گوشیم وبرداشته بود ورفته پرینت گرفته بود

حالا شکش برطرف شده؟

اره برطرف شد دید توپرینت تلفن هیچی نبوده

خودش هم گفت خیلی عذاب کشیدم معذرت میخوام 

امازیر بارنرفت که خواهرش بهش گفته خواهرش و لو نداد

جالبیش اینه یه روز دوتا خواهراش نشسته بودن برای تفنن ف قهوه میگرفتن تو ف شوهرم بهش گفتن یکی هست به زنت چشم داره وعاشق زنته خیلی ناراحت شدم وقتی رفتن خیلی گریه کردم شوهرم هم گفت بی خیال اهمیت نده نادان هستن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز