سلام دوستان عزیزم وقت بخیر
بچه ها من چندسال پیش یه رمان خوندم ،الان هر چی میگردم تو اینترنت و اینا نمیتونم پیداش کنم ،
داستانش در مورد یه دختری هست به اسم رها که پلیسه،پدرش هم پلیس بوده تو ماموریت کشته میشه،رها یه دوست پسر داره اسمش فک کنم ارمین یا آرمان بود،تازگیا یه سرگردی رو منتقل میکنن اداره اینا ،که یه دوقلودختر و پسر داشته و زنش مرده بوده ،این رها وارد یه ماموریت میشه ، نفوذ میکنه تو یه باند خلافکار ، بعد میفهمه دوست پسرش خلافکار هست توی همون باند ، و کشته شدن پدرش هم مربوط به همین باند میشه ، بعد همین ماموریت میفهمه که اون سرگرده پسر عموش بوده یا پسر خالش نمیدونم که چندسال پیش همه فک کردن تو تصادف مرده اما بیچاره سرش ضربه خورده بوده حافظه رو از دست داده ،یه خانواده پیداش میکنن بزرگش میکنن،بعد برای جبران میره با دختر خواهر همون زنی که بزرگش کرد ازدواج میکنه،زنش سر زا میمیره، وووو ..... در انتهای داستان با رها ازدواج میکنه چون مثل اینکه از بچگی همو دوست داشتن و اسم روی هم گذاشته بودن که اون تصادف پیش اومد
اسمش فک کنم یک قدم تا هدف باشه ،هر چی میگردم نیست
بچه ها توروخدا هر کی داره بفرسته برام