مادرم گفت خواستگارت هم نژاد ما نیست. باهاش خوشبخت نمیشی. پس ردش میکنم.
منم چون ذهنم درگیر بقیه ی مشکلات و تلخی های زندگیمه گفتم باشه. هرطور صلاحه... (البته قبلش یه کم باهاش بحث کردم و ناراحت شد)
ما نژاد پرست نیستیم. منظورش این بود که فرهنگمون متفاوته
احساس تنهایی میکنم
از ادامه ی زندگی میترسم
تنها زندگی کردن و مستقل بودن خیلی سخته
دنیا تاریک تر از چیزیه که مادرا فکر میکنن