عقدیم خونه رهن کردیم من گفتم فعلا زوده گفتن نه بزار اول خونه رهن کنیم بعد مراسم عروسی گفتم باشه باباش گف پول رهن خونه رو من میدم بماند که اولش گف میخرم زد زیرش گفتیم همون حین شوهر احمق من ماشینشو فروخت همینکه وقتش رسیده قرارداد بنویسم زد زیرش گف فعلا پول تو بانکه تو از پول ماشینت بده اینم زد زیرش هی امروز فردا کرد منم ده روز پیش سر اینا یا شوهرم دعوا کردم گفتم به هیچکدوم از حرفاتون اعتمادی نیس از کجا معلوم عروسی بگیرین گفت میگیرم ولی من اعتماد ندارم حالا ازمگله داره چرا باهاش حرف نمیزنم الآنم این اس ام آسو بهم داد چی جواب بدم؟؟؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
🖌️تو زندگی ما یک سری آدما هستند که ...!!!تو در معاشرت باهاشون اونا را عمیقأ تحسین میکنی بس که مهربونند، خوش قلبند،خوش اخلاقند ،یک رنگند،همراهند،با سلیقه و با حوصله اند اصلا درجه یک هستند یهو از ته قلبت میگی ای خدااااکه تورو حفظت کنه الهی که باشی همیشهبرای تو : که «رنجیدی و نرنجاندی»