من تا 18سالگی که ازدواج نکرده بودم اصلا بابا مامانم نمیدونستنکلاس چندمم چطور درس میخونم حالم خوبه بده اصلا توجه نمیکردن بهم شاگرد اول مدرسه بودم اصلا براشون مهم نبود هیچی خبرمو نداشتن تا من دیدم اینجوریه رفتم و ازدواج کردم دانشگاه پیام نور قبول شدم پول ندادن خوب برم اذیت کردن نصفه رفتم ول کردم حالا تو سرم میزدن تو هیچی نشدی ببین من این دو تا خواهراتوچطور برسونم بالا ...الان خواهرمو فرستادن دانشگاه آزاد از روز اول مدرسه میبردم میاوردنش صفر و تا صدو به خواهرام میرسن آخه چرا با من بچه اول اینجور بودن حتی الانم فقط به فکر اونان سی سالمه حتی انقدر درگیر خواهرامن خونمم نمیان وقت ندارن امروز به همه چی فکر کردم قلبم شکست میگم آخه چرا من هیچ ارزشی نداشتم و تا الانم ندارم بنظر شما دلیلش چیه همیشه من تنهام هزار بارم بهشون گفتم اصلا براشون مهم نیست
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید