دوستان چند روزه فهمیدم باردارم خدا به هرکس بچه میخواد بده منم خداروشکر میکنم اما خیلی خوشحال نیستم بارداری دومم هست دختر اولم الان دو سالو پنج ماهشه ینی به امید خدا وقتی دومیم به دنیا بیاد دخترم سه سالش تموم میشه کامل به نظرتون اختلافشون خوبه؟
خیلی عالیه. باهم بزرگ میشن و فاصلشون جوریه که هم دیگه رو کاملا درک میکنن در آینده چون از یه نسلن
❤الو سلام ببخشید منزل خداست؟ منم همون مزاحمی که اتفاقا آشناست*هزاربار دلم گرفته این شماره رو*ولی چرا هنوز پشت خط در انتظار یک صداست*شماکه گفتی واجبه جواب سلام هرکسی*چی شد به مارسیدبازحساب بنده هاجداست*اجازه میدی که برات یه کم دردودل کنم*آخه شنیدم که فقط اسم تو مرهم وشفاست*حتی اگه چیزی نگی کلی دلم سبک میشه*چون میدونه که میشنوی وقتی تو این حال و هواست*الو دوباره قطع و وصل سیم ها شروع شده*خرابی از دل منه یا شاید از این سیم هاست*الو منو ببخش اگه بازم مزاحمت شدم*دوباره زنگ میزنم تا خدا خداست
اگه بچه اولت بزرگ میشد و باز بچه میاوردی باز باید برا اون چند سال دیگه وقت باید میزاشتی ولی اینجوری باهم بزرگ میشن و بعد از چند سال دیگه بچه داریت تموم میشه بچه هات بزرگ شدن
خدا عمری به من بدهد پیر شدنت را ببینم ،موهای سفید زیبایت را ،لرزش ریز دستهایت ؛ چشمان قشنگت را پشت عینکهای ته استکانی ،خدا عمری به من بدهد که تا آخر با تو باشم؛من خودم را تا بینهایت با تو تصور کرده ام...
مثه من منم پسرم دو سالش تموم شد تازه می خواستم بعد دوسال شیردهی به خودم برسم و بیشتر با پسرم خوش بگذرونم که فهمیدم باردارم داغون شدم ولی خدا رو شکر حالا بهترم
مثه من منم پسرم دو سالش تموم شد تازه می خواستم بعد دوسال شیردهی به خودم برسم و بیشتر با پسرم خوش بگذ ...
در عوض بعد ۴سال بچه داریت تموم میشه نه اینکه بعد چتدسال دوباره بچه بیاری و بخوای چند سالم وقت صرف یه بچه دیگه کنی
خدا عمری به من بدهد پیر شدنت را ببینم ،موهای سفید زیبایت را ،لرزش ریز دستهایت ؛ چشمان قشنگت را پشت عینکهای ته استکانی ،خدا عمری به من بدهد که تا آخر با تو باشم؛من خودم را تا بینهایت با تو تصور کرده ام...
نمیدونم همش احساس میکنم سه سال اختلاف کمیه و خیلی برام سخت میشه اخه کمک هم اصلا ندارم مادرم فوت کرده.به هیچکسم نگفتم چون خودم حس خوبی ندارم شرایط زندگیمم خیلی خوب نیست واقعیت اینه که از لحاظ روحی که اصلا امادگیشو نداشتم خواهرمم اختلاف سنی بچه هاش کمه اختلاف اون دو سالو هشت ماهه ینی بچه اولش دو سالو هشت ماهش بود بچه دومش به دنیا اومد خیییلیییی اذیت میشه همشم به من میگه دیوونه نشی زود بچه بیاریا.منم خیلی نگران و ناراحتم
همش خدا خدا میکنم دومیم پسر باشه که یه تحولی تو زندگیو روحیم بشه نه اینکه پسر دوست باشما چون بچه اولم دختره دوست دارم این یکی پسر بشه که هم دختر داشته باشم هم پسر همم اینکه یه تنوعی باشه برام تا روحیم عوض بشه اگه میشه دعا کنید به شرط صحت و سلامت جسمی و روحی پسر بشه که حالم یکم خوب بشه و امید وار بشم.