بچه ها من خواهرهای حسود دارم که ازدواج کردن و رفتن با توجه به این مشکلات اقتصادی زندگیشون سخت و شوهراشونم خوب نیستن یعنی اذیتشون میکنند و خیانت میکنن
من ازدواج نکردم و تو خونه هستم
این خواهرای من زنگ میزنن به مادرم و برادرم و اونها رو پر میکنند میندازن به جون
حرفهاشون اینجوری این تا کی میخواد اونجا بخوره و بخوابه کی میخواد عروسی کنه برای خودش راحت میچرخه و میگرده و خوش میگذرونه
منم شنیدم پشتم اینها رو گفتن با خواهرام دیگه حرف نمیزنم حالا بدتر پشتم حرف میزنند و برادرم و مادرم رو میندازن به جون من
به نظرتون چکار کنم ؟؟!!
نگید ازدواج کن برو چون زندگی خواهرام رو میبینم از هر چی ازدواج سیر میشم