من چند فقط پیش از شوهرم پیش خواهرم درد دل کردم که از شوهرم ناراحتم بعد دامادمون شنیدید بعد چند فقط با شوهرم دعواش شد بزن بزن شد پسر کوچیکم گفت میرم پیش مادر بزرگم دامادمون هم اونجا بود بعد من آمدم خونه پشت سرم من به بهانه با پسر کوچیکم دعوا کرده گفت بابات اشغال عوضی اگر دستم میرسد کاری میکردم دیگه شما رو نبینه با مامان تون این کار کرده پسرم کوچیکم گریه کرده که به بابام فحش نده پسرم بزرگم ۱۶ سالش خیلی بچه عصبی قرص اغصاب میخوره رفته خودش انداخت رو صورت دامادمون با گوشی خیلی زد رو صورت دامادمون حالم از خواهرم بهم میخوره پیام داد منو فحش میده که پسرت درست تربیت نکردی دامادمون هم زنگ زد که پسرت میکشم این حرفها به شوهرم چبز نگفتم نمیدونم چکار کنم چون میره چاقو چیز بر میداره کاری میکنه
با افتخار ایرانیام، اما با عشق آمریکایی. به قوانین این کشور احترام میگذارم و آن را وطن اصلی خود میدانم هویت من از ایران است، اما تابعیت فکری و عشق من به آمریکاست. اینجا جایی است که به آن تعلق دارم
با افتخار ایرانیام، اما با عشق آمریکایی. به قوانین این کشور احترام میگذارم و آن را وطن اصلی خود میدانم هویت من از ایران است، اما تابعیت فکری و عشق من به آمریکاست. اینجا جایی است که به آن تعلق دارم