یه خواهر شوهر دارم بنده ی خدا همه چیش خوبه...یعنی در حق شوهرم خوبه و خیلی هواشو داره ..اما خیلی تیکه پرونه
اون روز میگفت داداشت بچه اش نمیشه و اینا...منم گفتم خودشون نمیخوان شرایطشو ندارن
برگشت گفت آدم یه سال دوسال بچه نمیخواد نه ۵ سال
باورتون میشه از همون روز یه عذاب وجدانی دارم که چرا مغزم معیوب من کار نکرد که همون لحظه بگم نمیدونم شاید حق باشماست تاحالا ازشون نپرسیدم چون به من ربطی نداره....نه به من نه به هیچکس دیگه ای...
آخه عوضی به توئی که نه با داداش من سرکار داری نه دیدیش چه ربطی داره....