گفتم.اونام عکس العملی نشون ندادن.جالب اینجاست که خواهرشوهرم گفت حتما تقصیر خودته بلد نبودی شوهرتو نگ ...
این ی چیزی کم گذاشتی رو کی انداخته تو دهن مردم نشونش بدین من با 18چرخ از روش رد شم...اخه یکی نیس بگه اینهمه مرد مزخرف ک اسمشون شوهره زناشون میرن خیانت میکنن...خب یکی زنشو یارشوهرشو ب هر دلیلی دوست نداره طلاقش بده رک بگه ازت خوشم نمیاد ی ذره وجدان ب جایی بر نمیخوره ب خدا اول میرن غلطاشون و میکنن بعد میندازن گردن زن بدبخت
من همان پنجره رو ب خیابان بودم /ک شبی بسته شد و رو ب کسی باز نشد
دو راه بیشتر نداشتم طلاق یا ادامه زندگی، من ادامه رو انتخاب کردم ولی دیگه آدم قبل نیستم بی رحمم خودم مهمم و بچم اگه خودش بمیره هم برام مهم نیست تازه حالا حالاها باهاش کاردارم و براش نقشه ها دارم
در پی آن نگاه های بلند، حسرتی ماند و آه ه ه های بلند
از همه بدتر خانواده شن که اونجوری تهمت زدن بهم و رفت آمدشونو باهام قطع کردن.دلم شکسته.هیچ کاری نکردم ...
خوب چرا جدا نمی شی اینجوری برای بچه هات بده هم پدر خیانت کاره هم مادر رنج دیده و افسرده
ولی اگه جدا بشی حداقل روحیه خودت بهتره با بچه هات
من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨