ما ۶سال دوست بودیم تو اون مدت رابطمون عاااالی بود خیلی همو دوست داشتیم اما وقتی نامزد کردیم رفتار خانوادش رومون تاثیر گزاشت خانوادش از اول خیلی باهام خوب بودن به جز خواهرش که حس میکنم بخاطر حسادته و همون خواهر داره بقیه رو پر میکنه الان من زنگ زدم نامزدم ، ایشون برای ی کار رفتن شهری که خواهرش زندگی میکنن . من زنگ زدم باهاش صحبت میکنم خواهرش مدام صداش میکنه بیا کمکم دوبار گفت باشه میام دفعه بعدی طلبکار میاد سراغش ول کن اونو بیا کمک من حداقل اگر بیکاری ، البته واقعا کمک نمیخاست این طولانیه حوصلشو ندارم کارشو دقیق توضیح بدم فقط بدونید بهونه بود و خیلی ضایع بود رفتارش .
خیلی خیلیییی دخالت میکنه و حسادت میکنه وقتی ماباهم میگیم میخندیم شوخی میکنیم و... الان تازه هم نامزد کردیم نمیشه سرجنگو باز کرد از همین اول وگرنه تا الان زبونشو لول کرده بودم تو ماتحتش خلاصه اگ شماها سیاستی بلدید بگید چیکار کنم 😐