به اصرار بقیه ی مدت کوتاهی با پسر یکی از آشناها به قصد ازدواج صحبت میکردیم
متوجه شدم هم کفر میگه
هم در گذشته رابطه جنسی زیاد داشته و زود عصبی میشه بد دهنه و ی مقدار لات
داشتم با اینا کنار میومدم که دو ماه کلا روزی ده دقیقه هم وقت نمیذاشت ی روز حساب کردم توی سه روز ۲۰ دقیقه کلا حرف زدیم!!
گفتم من این ارتباط و ازدواج رو نمیخوام و از همه جا بلاکش کردم
الان نمیدونم کدوم بی شرفی بهش گفته پارتنرم کیه و قصدمون جدیه
هر بار با اکانت مختلف و شماره های مختلف تهدید میکنه که سخت پیگیرتم و میدونم طرفت کیه
منم نترسیدم و جوابشو دادم گفتم تو حتی جرعت نداری نزدیک بشی و گفتم اگر ادامه بدی مجبور میشم به بزرگترای فامیل بگم
دیگه پیام نداد اینم بگم به شدت از پدرش میترسه پسره
به نظرتون دوباره مزاحم میشه؟