2777
2789
عنوان

میخوام بمیرم

44 بازدید | 3 پست

تو مدرسه یکی از دوستام که پنج ساله باهمیم ولی مامانم مامانشو کلا یک یا دوبار دیده بهم گفت پنجشنبه تا جمعه بریم ویلامون قم با مامانا دختر خاله هامم هستن کلا میشیم۶ نفر منم گفتم از مامانم بپرسم میگم بهت اومدم خونه به مامانم گفتم بعد مامانم گفت به غیر از ما و دوستت کسی نیس گفتم نه بعد گفت خطرناکه و اگه بریم اونجا مرد باشع و خفتمون کنه چی منم ناراحت شدم چون خیلی دوستم رو دوس دارم و میخواستم باهاش برم بعد بابام گفت من پدرتم من اگه اجازه ندم نمیشه و اینا مامانمم گفت من که اجازه ندادم چرا داد میزنی خلاصه دعوا شد و اینذ مامانم گریه می کرد قلبشم درد گرفته بود گفت از همتون بدم میاد 

نمیتونمم برم دلداریش بدم گفت نزدیکم بیای خودمو میکشم 

از بچگی وضع همینه 

موقع دعوا گفتم از بچگی تا الان دعوا میکنین بس کنین دیگه خسته شدم 

ولی بابام گلدون رو سمتم پرت کرد الان دستام خونه و میلرزه مامانم دید گفت برو جای دیگه دتتو بلرزون دیگه برام مهم نیستی 

انقد گریه کردم سرم داره میترکه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اخه با ذوق اومد گفت میترسم دلشو شکسته باشم

اگ فقط دوستته ارزششو نداره ...

ولی خب شرایطتم سخته ،امیدوارم قوی باشی

و خداوند هرگز تو را رها نکرده است ....🤍چرخ گردون چه بگردد چه نگردد تو بخند 😊

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

طلام یکم کدره

luuna | 7 ثانیه پیش

لطفااا

فاتح_قلبم | 17 ثانیه پیش
2791
2779
2792