چون شوهرم اعتیاد داشت
همه جوره پشتش بودن بخاطر موادش
من پافشاری برای ترک میکردم
همه جوره ب مادرش گفتم ک ی روزی ترکش میکنم هی میگفت صبر کن صبر کن صبر کن
خلاصه 1 هفته ب حساب بعد کلی دعوا آقا ترک کرد ک میدونم الکی بود
سر ی حرف مادرش دعوامون شد
زد تو سرم
منم صبحش با بچم آمدم خونه پدرم
ادامه پیدا کرد و تا 2ماه
ک خانوادش انگار ن انگار گفتن حرف مادرش چیز مهمی نبوده
پدرم و پدرشوهرم توی کوچه دعواشون میشه و پدرم پیراهنش پاره میکنه ک پسر معتادت دادی دخترم زده گفته خوب کاری میکنع میکشه از جیبیه دخترت روانیه
هستین بگم ؟؟؟