با چشمام دیدم کف حال میره بالا میاد پایین فک کن ما طبقه ی هفت با این شرایط من دستمون بع هیچ حا بند نبود وقتی که برق هم رفت و تکونا اصلا اروم نمیشد گفتم دیگه الان می میریم. یا فاطمه ی زهرا
میشه واسه براورده شدن حاجت من یه صلوات بفرستین؟......ممنون
ببین راحت بگیر بخواب منم اوایل از هر اتفاقی میترسیدم ولی با خودم گفتم اگه قرار باشه بمیرم میمیرم اگر هم قسمت نباشه سقفم بیاد رو سرم زنده میمونم اینجوری فقط لحظه هاتو خراب میکنی
دیشبم من راحت خوابیدم آرامش خاصی داشتم آخه به تبریز ربطی نداشت که خدا آرامش بده به اوناکه زلزله اونجا اومد به جز اون طرفا که زلزله بوده اینجاهاکه فقط حس شده جای نگرانی الکی نیست