لطفاً حمله نکنید بمن ترخدا
من شغلم سه ساله فروشنده ام تو یه جایی ام مث عبدل آباد تهران که معروفه و پر از تردد انگاری گرگ شدم برا خودم آنقدر آدم دیدم
بخدا قسم ازین مردایی که من دیدم میگم حتی حتی مردای دور اطراف خودم همشون شیشه خورده دارن هرچقدم خوب باشن بازم تهش یه ذات بد پنهان دارن
یعنی اونی ام که واقعا ادعای عاشقی میکرد ام و آدم فکر میکرد این ته ته ادم خوبه بودنه ام ل.اشی از آب دراومد
مگه میشه
چراا خب