2777
2789
عنوان

باور نمیکنم

295 بازدید | 24 پست

ینی چی که میگید بدون ننه بابام یا شوهرم نمیتونم دکتر برم یا کار اداری و اینا انجام بدم😐💔

من ۱۵ سالم بود تو مدرسه نذاشتم مامان بابام بیان تو اتاق ثبت نام خودم کارا رو انجام دادم ، بابام چک نوشت فقط🗿

الانم هفته ای دو بار دکتر میرم بابام سر خیابون میگیره تو ماشین میخوابه

خودم نوبت میگیرم ، میرم ویزیت میشم ، میدم نسخه رو ثبت میکنن ، بعدم میرم اون سر دنیا داروخونه نسخه رو میگیرم (هر سری هم با متصدی بحثم میشه🗿😂)

اگه ۵۰ کیلومتر راهش نبود یا اقلا تا شعاع ۲۰ کیلومتری این طرفا مترو داشت تنها هم میرفتم😁

الانم خبر مرگم سرماخوردم دارم میرم سرم بزنم🤧

سخت نیس اصلا ، چند بار که این جور کارا رو انجام بدین و حتی خرابکاری کنین و سوتی بدین عادی میشه و اصلا دیگه دوست ندارین کسی رو دنبال خودتون بکشونین

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

برای منی که بابام سنتیه و تا سره کوچه نمیزاره تنها برم الزامیه

پروفایل عکس خودمه فقط با هوش مصنوعی یه تغییر کوچیک دادم،چون موهام خیلی کوتاهه.     -پناه.                                                           

باز من از تو خیلی جلو ترم

خودم تنهایی یه شهر دیگه

رفتم دکتر .

رفتم خرید 

تنهایی رفتم شهر دیگه ثبت نام دانشگاه و

.... 


زندگی چیز ترسناک عجیبی است. همه وقتمان را صرف کنترل آن می‌کنیم اما اتفاقاتی ما را شکل می‌دهند که هیچ کنترلی بر آن‌ها نداریم❤️‍🩹
خوب ماهم چلاق نیستیم میتونیم انجام بدیم اما از لحاظ روحی نیاز به همراه داریم😐🦋

آسیب میبینی

چون تجربه کردم میگم

از لحاظ روحی به هیچ کس نباید وابسته باشی ، تو زندگی احتمال هرچیزی وجود داره

من همیشه تلاش کردم این کارو کنم ولی هیچکس حسابم نمیکرد فکر میکردن بچم

چون خیلی صدام و چهرم و قدم بچگونست🫤😐

و اون مواردی که میتونستم رو خودم انجام میدادم ولی اکثرا مامانم میگفت منم میام تنها نرو

ای سرزمین! کدام فرزندها، در کدام نسل ها، تورا آزاد، آباد و سربلند با چشمانِ باورِ خود خواهند دید؟                                                                                                                    یادت باشه اولین قانون رها کردنه. و تلاش بدون خواستن.. وقتی خواستن رو ترک کنی جادوی درونت مقدس میشه درست مثل یک نوزاد که حضورش توی این دنیا ی جادوی مقدسه، چون خودش نمیخواد بیاد و می‌آد. مثل مرگ که جادوی دروازه دومه.. مقدسه چون خودت برای مردن تلاش و تقلا نمیکنی... ولی وقتی تقلا کنی و بخوای خودکشی کنی دیگه مقدس نیست. مثل همین جوونه گیاه نگاش کن، مقدسه چون نمیخواسته به زور از دل خاک بیرون بیاد. فقط تلاش رهاشده اش اونو به اینجا رسونده. تلاش رهاشده.... اره.. تلاش رهاشده...و قانون دوم بازگشت هست.. هر جادوگری باید بدونه که هر کاری بکنه عاقبت به خودش برمیگرده. برگشتِ عملش شاید دیر بشه ولی میرانا شک نکن هر کاری بلاخره به همون شخص برمیگرده چون فکر و عمل هر کسی در واقع همون کسه. برای همین هیچوقت سراغ جادوی سیاه و آزار دیگران نرو.. حتی اگر خودت اذیت شدی و رنج کشیدی انتقام رو رها کن. بی دریغ و رها باش... که تا رها نباشی راهی برای جاری شدن پیدا نمیکنی... 

2827
2791
2779
2792