2777
2789

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

دلم گرفته 

ولی اگه یه روزم من بخشیدمت،تو خودتو به خاطر شبایی که من با گریه خوابیدم،به خاطر همه دردهام،حال بدم،تنهایی هام،آوارگی هام،سرزنش های بقیه،آرامبخش های پی درپی،موهای سفیدم،قلب دردهام نبخش 🖤

یکی از کاربرای مورد علاقم😍خیلی خوش اومدی❤️چرا قشنگم چیشده

دورت بگردم عشقم 🤭♥️

نمیدونم فقط خستم از همه چی 

ولی اگه یه روزم من بخشیدمت،تو خودتو به خاطر شبایی که من با گریه خوابیدم،به خاطر همه دردهام،حال بدم،تنهایی هام،آوارگی هام،سرزنش های بقیه،آرامبخش های پی درپی،موهای سفیدم،قلب دردهام نبخش 🖤

چرا

میدونی من تقریبا یک ساله ازدواج کردم 

موقعه ایی که داشتم ازدواج میکردم شوهرم بهم گفت که هرچی بشه من به خوانوادت احترام میزارم توهم به خوانواده من هیچ توهینی نباید کنی مادر پدرن هرجوری هم باشه گفتم باشه 

الان هفته بعدی 16 آبان عروسیمه دیشب رفتیم خونه مادر شوهرم همش هعی تیکه مینداخت خدا سر شاهده اصلا اینجوری نبود انقد منو دوست داشت دخترم دخترم می‌کرد از این بابت خیلی ناراحت شدم یه مراسم حموم بردن داریم طرف ما قرار بود با مادر شوهرم برم ارایشگاه اون شب لج کرد گفت خودت خودتو باید آماده کنی و نمیدونم از این حرفا من هیچی نگفتم و فقط تو خودم ریختم اومدیم تو ماشین فقط در حد مکالمه و حرف زدن و گفتگو با همسرم شروع کرد گفت نمیدونم من 24 سال باهاشون زندگی کردم داریم عروسی میگیرم دلش تنگ میشه نمیدونم حق داره بایدم ناراحت باشه این حق بهش بده میدونی چقدر ترو دوست داره موقعه خونه خریدن چقدر بهمون کمک کرد خونه خرید نزاشت پول بدی واسه خونه برات طلا میخرید می‌آورد و فلان من خیلی ناراحت شدم همش میگه قرار ما این نبود قرار ما این بود به خوانواده من توهین نکنی اگه اینجوری باشه مامان بابای تو خیلی بهم ید کردن و خیلی  حرفا زدن و من هیچی نگفتم و فلان 

خیلی شوهرم حساس سر خیلی چیزای کوچیک امروز رفتیم کارت عروسی بدیم به دوستم نبود خودش با مامانم رفتیم بهش گفتم دارم میرم زنگ زده میگه لااقل میگفتی میری اونجا و فلان پیام داده خیلی مامان و بابات تو زندگی ما موش میدونن و نمیدونم از این حرفا زنگ زد آخرین بار گفت صبح زنگت زدم بیا پایین بریم هیچی دیگه نگفت آخه مگه من چه گناهی کردم 

به کی حرفا مو بزنم قبل ازدواج همین بودم الانم همین این همه خواهر برادر. دارم هاا همشون ازم کوچیکن مدرسه آیین اونام حرف تو دهنشون نمیمونه مامانمم که سری جبهه میگیره 

من اصلا آدمی نیستم غر غرو باشم آنقدر حرفا و رفتار و تو دلم نگه میدارم یه دفعه لبریز میکنم اونم یه کی حرفا مو میزنم مامان بزرگم که فوت کرده 

شوهرم میگفت اون شب داشتم گریه میکردم مگیفت یجوری تو رفتار میکنی انگار من مقصرم اشکال نداره وایمیستم رو مادرم ولی به بعد از عروسی هم فکر کن که دیگه محلت نمیدن اینجوری تو رفتار میکنی منو نصبت به خودت سرد میکنی  خسته شدم از این که کسیو ندارم باهاش حرف بزنم 💔🙂

بخاطر یه سوءتفاهم جدا شدیم و هردومونم میدونیم گناهی نداریم کاش میتونستم درد و دل کنم شاید یکم حالم ب ...

عزیزم میدونم الان حالت بده ولی میگذره 

یک صلوات برام میفرستید❤️

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز