تجربه من برمیگرده به گذشته وقی مجرد بودم از یه دختری که دوسال از من بزرگتر بود به شدتتتتت متنفر بودم با اینکه حتی یک کلمه هم باهاش همکلام نشده بودم جوری بود که دوستامم میدونستن 🫠 ولی میگفتن عه ببین اونجاس ک حرصم بدن ....وقتی ازدواج کردم اون دختره شد دخترخاله شوهرم و فهمیدم که قبلا به هم علاقه داشتن 🤐
یکی دیگه از دوستامم بود که از هم متنفر بودیم درعین حال ک باهم حرف میزدیم ولی خیلی از هم بدمون میومد و حس دوطرفه ای که از طرف من بیشتر بود وقتی ازدواج کردم فهمیدم یکی از فامیلا این دوستمو به شوهرم معرفی کرده بودن که باهاش ازدواج کنه و شوهرمم انگار مخالف نبوده ولی یهو نظرش عوض میشه و میاد منو میگیره
این حس نفرتی ک داشتم بهشون کاملا بدون دلیل بود جوری ک خودمم نمیدونستم چرا بدم میاد ازشون
بنظرتون حس ششم بوده؟