شوهرمن اهل خیانت بود قول داددیگه خیانت نکنه تااینکه تووسایلاش یه چیزباارزش پیداکردم منم برش داشتم گفتم شایدبرای کسی خریده باشه قایمش کردم نمیدونه دست منه الان اومده یه تکه طلاهای منوبرداشته میگه بجای اون میگم ب من چه شاید گمش کردی شایدم دروغ میگی
اولش گفت اون چیزی ک گم شده مال خودم بوده بعدگفت امانتی بوده
مطمئنمم زیرآبی یه کارهایی میکنه چون نمیتونم ثابت کنم