من ی مدتی فاصله گرفتم هنوزم اون قذری که فک کنی باش حرف نزدم خیلی رسمی و خیلی کوتاه چون دیدم ظرفیت خوبی ندارد ی نفر بدم دیدم پشتم حرف زد بیشتر رسمی شدم و دیدم بع مامانم پی داده و حال منو پرسیده درصورتیکه میتونست ازخودمم بپرسه الانم نمیخام متوجه بشه حت اگ حالم بد باشه این چطور پشیمونش کنم از کارش بعدم ی نفر کلی قضاوتم کرد کلی حرف ک من چون درس نخوندم فلان جوابشو دادم ولی چطور بسوزنمش
سلام خوبم ب خوبیت😆منظورتو متوجه نشدمطرفت که براش مهم نیستی خانوادس یا رل؟قضاوت هم که همیشه هس بهتره ...
نه اخع خیلی هی داله میرع جلو از روم نمیره نه اون ی خانمه ک میگف مثلا من عین دخترشم اما فهمیدم مهم نیستم براش دیدم ب مادرم پی داد منم پی دادم اما نه صمیمی خشک و معمولی و رسمی میخام دلشو بسوژونم
بنظرم نیتتون رو صاف کنید. این کینه ای که تو دلتون دارین بنظرم اول به خودتون صدمه میزنه و آرامش خودتون صلب میشه. پیشنهادم اینکه به زندگیتون برسید و برای اهدافی که دارین تلاش کنید منتها نیتتون اصلا این نباشه که بخاطر کم کردن روی بقیه اینکارو انجام میدید؛ چون هدف واقعیتون رو این وسط گم میکنید و به جای تلاشتون برای خودتون و زندگیتون در واقع بازم دارین برای اونها تلاش می کنید. نیتتون رون الهی کنید و دلتون رو صاف و بگذرید از این مسائل. به خودتون اجازه نفس کشیدن بدید و مدتی فاصله بگیرین
بنظرم نیتتون رو صاف کنید. این کینه ای که تو دلتون دارین بنظرم اول به خودتون صدمه میزنه و آرامش خودتو ...
چطور صاف کنم شما بگو طرف اومده به مادرم گفته اونم چون وقت نداشته و کار میره و الان من متوجه شدم بعد با کرایه خونه واریز کرده اومده ی حالیم پرسید بعد شمار منم داشته اما نیمده چون براش مهم نبودم پشتم حرف زده من چطور نادیده گرفتش و بد حرف زدنش یا تهمت قضاوت و پریدن بد حرف زدن بقیه و هزاران زخمی ک بهم زدن صاف کنم وقتی له شدم باز نابود شدم نادیده گرفته شدم و با بیشعور تمام جواب همه اینا داده شدچطوری واقعا