من یبار رفتیم روستامون. سمت هشترود
اونجام بیابونه دگ. شب بود با دختر داییم رفتیم لب چشمه اب بیاره. تاریک بود شدید. دورو برو ک نگا کردم. ی ادم بود نمیدونم یا دختر بود. لباس سفید تنش بود موهای مشکی ریخته بود رو صورتش. ی لحظه موهاش رف کنار چشماش قرمز بود مث اتیش. ینی. جیغ زدما فقط فرار میکردم 😢🤦♀️خیلی ترسناک بود
البته بیس سال پیش فک کنم. هیچوقت یادم نمیره😫