فرشته مهربون سلام
من ديشب واسه اولين بار گزنه رو دم كردم خوردم واااي چه دل پيچه اي گرفتم خيلي وحشتناك بود همسرم ميگفت چون قندت پايين افتاده گرچه با نبات خوردم
گفتم امشب از يه قاشق چاي خوري كمتر دم كنم چون پررنگ هم بود ديشب
راستي فرشته جونم يه چيزي ميخوام بگم
مدتها بود از دنيا و ادمهاي سردش و ظلم و جنايتش و اتفاقهاي بدي كه هرروز براي شيعيان مظلوم مي افته دلگير و خسته بودم خيلي ارزو ميكردم بميرم تا شاهد اين همه غم نباشم همش ميگفتم همه ادمها از سنگ شدن چرا امام زمان نمياد وقتي ديگه هيچ خوبي تو دنيا باقي نمونده
هرچي بيشتر ميگذره و رفتارت رو ميبينم ميفهمم فقط خدا باخبره از همه چي
وقتي فرشته هايي مثل تو هنوز هستن
مثل شكوفه ى گل توي يه كوير
يعني اميد
ممنونم كه هستي♥️♥️♥️♥️♥️