از شوهرم حس تنفر دارم دو روز رفیق و زنشو جا داد خونمون که بعد گرفتن گواهینامه برن دبی تفریح و خوش گذرونی سری قبل هم اومده بودن رفتن ترکیه با احترام برخورد کردم ولی این سری هم باردار بودم جفت پایینه هم سرماخوردگیم کامل خوب نشده بود شوهرم میگه چندوقته التماس میکنه جا ندارم از من جا خواسته با پول قرضی هم دلار خریدن و رفتن دبی از این ناراحتم چرا بخاطر شرایط من شوهرم کنسل نکرد کسی که قرض کرده میتونست واسه دو روز مسافرخونه هم قرض کنه
هم دوستش هم زنش ادمای بی فرهنگ و.. در حدی که ما راضی نبودم زنش خونه من حموم بره اصرار اصرار که من حموم برم گفتم اب گرم خرابه گفت اشکال نداره با اب سرد حموم میکنه یا دائم پز دبی رفتنشونو میداد که شما چرا سفر نمیرید یا بدون اجازه دست به وسایل و یخچال میزد برای خودش سفره برمیداشت غذای خونه نمیخوردن جز گوشت و مرغ شوهرش فقط برای خودشو زنش غذا میخرید یه تعارف کوچیک به ما نمی کردن
سری پیش هم پررو بازیشو داشت همسرم قول داد اخرین بار باشه این سری وقتی بی عرضگیشو دیدم که به دوستش نه نگفت چقدر منه باردار اذیت شدم ازش متنفرم دوست دارم نبینمش