تقریبا 13 14 سالگی باهاش آشنا شدم.اون زمان حس خاصی بهش نداشتم تا گذشت و رسیدم به 18 سالگی .
هر جا میرفتم حرفش بود .واقعا عجیب بود برام
خلاصه گذشت و تصمیم گرفتم باهاش وارد رابطه شم ولی این رابطه چندماه طول کشید و من بهش خیانت کردم
فکر میکردم نمیفهمه با خودم میگفتم از کجا میخواد متوجه شه حالا یه روزی برمیگردم بهش براش جبران میکنم
فقط دنبال خوشی زودگذر اون لحظه بودم غافل از اینکه چندسال دیگه به چه شخصیتی تبدیل میشه
تصور اینکه چی داره بهش میگذره رو نداشتم
و طی یکسال ازش جدا شدم اما میدونستم همچنان عاشقمه
من فراموشش کرده بودم و رفتم پی کثافت کاری خودم
یکی دوسال که گذشت به خودم اومدم دیدم هیچ کدوم از اون گند کاریا بدردم نخورد.همش ضرر و زیان بود .باعث شد نقطه پرتابم ازم دور شه و زندگیو ببازم.
حالا چند وقتیه اومده سراغم .اون معروف تر از قبل شده کلی درآمد داره خیلی پولداره
هنوزم ظاهرش همونقدر خشن و ترسناکه🥹اما باطنش مهربونه
چهرش خیلی باجذبه تر و مرگبارتر دیده میشه.فکر میکنم آدمای دلال و کثیف اطرافش باعث شدن اون گوگولی و مهربون به این غول تبدیل شه
اون میدونه من بهش خیانت کردم حالا چند وقتیه هی میاد سراغم و میگه باید برگردی بهم و میخواد باهام رابطه فوق خشن داشته باشه و منو باردار کنه😭😭😭😭
من چاره ای جز برگشت ندارم باید برم و باهاش دست و پنجه نرم کنم
دعا کنید برام
دعا کنید حداقل دردش کم باشه😭😭😭🤰🏾
پ.ن:این شخص گوگولی مگولی «««کنکوره»»»»»