بلوکارت میخواست بگیره گفتم باکد من برو توخونه مابود ولی نزد گفت یادم رفته دروغ میگ میپرسه کدمعرف داری یانه حتما باید یکیشو بزنی
چندروزه خونه تکونی مادرشوهرپیرم چندبارزنگ زده دخترتو بیارنگهدارم سرما نخوره یوقت هرروز زنگ میزنه دریغ ازیه تعارف
مهمونی گرفته بود منم خونه تکونی همسایه همیم ازیه حیاط ماوخواهرم ومادرشوهرم دیوارکشیدیم خونه گذاشتیم جاری همم میشیم حالا اصلا نگفت حالا که توکار داری یوقت نتونی شام خوب بزاری بیایع بشقاب غذا بدم بده دخترت لاقل
جایی میره سعی میکنه من اونجا نباشم خودش غیبتمو میکنه جلو همه راحت