2777
2789
عنوان

چشم خوردیم

454 بازدید | 20 پست

سلام دارم نق میکنم

امروز بانامزدم بحثمون شد وازصبح تاالان قهریم.دیروزش هی دوستام گفتن چقدراخلاق نامزدت خوبه.امروز بحثمون شد بخدا خودشم شروع کننده بود اصلاازاول صبح بداخلاق بود دارم دق میکنم .سابقه نداشت اینجوری بشه.چکارکنم؟؟؟هروقت کسی ازش تعریف میکنه من زندگیم به هم میریزه.خانما کسی تجربه داره؟چکارکنم که به چشم نیایم؟برا دفع چشم زخم چکارکنم؟  

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

صدقه بده  آيت الكرسي بخون پيش كساني كه اوضاع خوبي ندارند از اوضاع خوب خودت زياد حرف نزن  ...


اره اتفاقا دوستم داره جدامیشه بااینکه بخدامن تعریف نکردم از نامزدم اما دوستم گفت خودش

چهار قل بخون،منم دیشب پسرم داشت بازی مسکرد همه گفتن وای چقدر خوبه کاری به کارت نداره همش بازی میکنه با ماشینش،اومدیم خونه دود از ماشینش بلند شد،خودش هم بی دلیل زد زیر گریه،تمام شب از خواب میپرید گریه میکرد،ماشین شارژیش هم سوخت😞

اره اتفاقا دوستم داره جدامیشه بااینکه بخدامن تعریف نکردم از نامزدم اما دوستم گفت خودش

هيچ وقت سعي نكن حتي تو دلت به كسي مشكوك بشي كه چشمت زده چون هم گناه كبيره است هم خود اين فكر باعث تلخي زندگي و بلا ميشه

ليلي مو فرفري هستم 😌

اسپند واسه چشم زخم موثر نيس 

قبل اينكه برى بيرون چهار قل و اية الكرسى بخون و هميشه سعى كن تو خونه سوره بقره بخونى و همچنين ذكر (بِسْمِ اللَّهِ الَّذِي لاَ يَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَلاَ فِي السّمَاءِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ) 

سينه ام دكان عطاريست... دردت چيست؟!

و ان یکاد بخون و بزار تو جیبش

مادر فقط آن زنی نیست که هر صبح با صدای دردانه اش بیدار میشود...من هم مادرم...منی که وقتی شب در خواب تو را میبینم دلم نمیخواهد هرگز صبح شود...وقتی در خواب تورا در آغوشم میبینم دلم میلرزد...حتی در خواب هم میدانم که ندارمت....ولی دلم برایت میلرزد...صبح که بیدار میشوم لبخند به لب دارم...چون روی ماه تو را دیده ام...چون تو  در اغوشم بودی...چون بوی تنت رابه ریه هایم کشیده ام...حتی در خواب و برای یک لحظه...آری من هم مادرم... مادر فرزند ندیده و نیامده ام... مادر تویی که برای داشتنت روزهای قشنگ جوانیم را در مطب دکتر ها و بیمارستانها گذرانده ام...مادرتویی که برای داشتنت مشت مشت قرص میخورم وصدها امپول میزنم...منی که تمام تنم ازمرحمت امپولهای گران قیمتم کبود است... من و امثال من مادر تر از هر مادری هستیم...مادرانی زجرکشیده...مادرانی که ثانیه به ثانیه روزهایمان را با حسرت داشتن دلبندمان میگذرانیم... که با دیدن یک کفش نوزادی پشت ویترین مغازه ها دلمان  میلرزد و پر میشود از غصه...پر میشود از حسرت دیدن تو با اینکفشها و تاتی کردنت... آری من هم مادرم...فقط تو را ندارم عزیزکم...فقط  در رویاهایم برایت مادرانگی میکنم...
2827
2791
2779
2792