ولی هر چی میدویم انگار هنوز اوله راهیم هیچ تکونی نمیخوره زندگیمون،الان اجاره دوماهمون مونده ماه قبل و این ماه،دم غروب صاحبخونه اومد دم در غرغر و فلان اعصابم ریخته بود شوهرم بنده خدا میگفت والا کار نیست طلا هم نداریم بفروشیم بدیم،خدا لعنت کنه باعث و بانیشو