روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
دچار تکبر نشو . روزگار اگه بخواد به کسی درس بده خیلی بد این کارو میکنه
نی نی سایت همه ناشناسن به همین خاطر همه راحت حرف دلشونو میزنن سخت نگیرید. گوربا دوست ، چای دوست و طبیعت دوست . Ceraunophile# ای عشق تو مگذار ! ای عشق تو مگذار! که من به پیری برسم
الان چجوری ما رو در سطح خودت میبینی ازمون نظر خواستی؟
از تاریخ ۱۵ دی این کاربری دست ملیسا میباشد_____گاهی گمان نمیکنی ولی میشود /گاهی نمیشود نمیشود که نمیشود//گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است/گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
نه ببین حرف که میزنم عقایدمون فرق داره حس میکنم اونا جهان سومی ان و عقایدشون پوسیده اس بدون فکر حرف ...
خب دیگه
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
به قول اصفهانیا شما دچار خود که که پنداری مزمن شدی🤣💔
به قولِ آنا آخماتووا:عاقبت همه ی ما،زیر این خاک آرام خواهیم گرفت. ما که روی آن دمی به یکدیگرمجال آرامش ندادیم :)🩶" نام کاربری من(ویارا) از یک واژه در زبان لری گرفته شده به معنای "به یاد مانده" 🌱
مثلا ساده بگم غیبت کردن اعصابم و بهم میریزه این روزا اکثر دخترا غیبت میکنن
نه نمیگم باقیشو بگو
میگم خب دیگه در جهت تایید کامنت قبلیم
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
باتوجه به تاپیک هات که راجب کنکور بود خودم فهمیدم ولی هرچی تحصیلاتت و علم و آگاهیت بیشتر بشه میفهمی ...
نه کنکوری نیستم ولی آدما حرفاشون برام عجیبه چرا بعضیا باید انقدر طرز فکرشون بچه گانه باشه همه جنبه ها رو در نظر نگیرن و هرچی از ذهنشون میگذره رو وارد جهان کنن؟
تیکر بارداری نیست امیدارم هرکس که تلاش میکنه به هدفش برسه🤍با خوندن این امضا برای آدمای هدفمند و هدفای قشنگشون یه صلوات بفرست 🫂 مطمئن باش میرسی