دوتا بچه ایم،داداشم ۷ سال از من کوچیکتره.
من دبیرستانیم،بچه که بودیم خیلی دوسش داشتم اونموقع اون زیاد حوصلمو نداشت زیادی بهش میچسبدم نارش میدادم جورکیه مامانم اینا میگفتن وقتی میگه نکن اینقدر نازش نده عصابش خورد میشه
بعدشم کلاس دومی شدم نمیزاشت درس بخونم به حرف اومده بود شیطونی خیلی میکرد من رفتم خونه مامانجونم موندم تا بتونم درس بخونم ۵ سال خونه مامانجونم موندم اخر هفته ها میرفتم با خونوادم بیرون و تابستونا اکثریت خونه بودم اما دیگه نسبت به خونواده خودم سرد بودم تابستونام همش دنبال فرصت بودم خونه مامانحونم برم علاقه ای نداشتم به خونوادم حسه غریبی میگرفتم.
و به داداشم به شدت بی محلی میکردم،اونم همش دنیاله توجه سابقه من بود الان بزرگتر شده به شدت از من متنفر شده منم دارم ازش متفنر میشم خیلی بهم بی احترامی میکنه منم بخاطر دبیرستانی بودم و کنکور خیلی تحت فشارم حرصمو روش خالی میکنم حرفایه بد زیاید به هم میزنیم خونوادمونم نمیتونن رابطمونو درست کنن من ته دلم واقعت غصه میخورم هنوزم داداشمه دوسش دارم داداش کوچیکمه،ولی اون واقعا از من بدش میاد نمیدونم چیکار کنم خیلی غدم سختمه نشون بدم حتی وقتاییم که جلو کسی گریه میکنم زبونم خار داره یچیزایی میگم طرفو ناراحت میکنم اما واقعا ته دلم پشیمونم همون لحظه هم ولی خیلی حالت تدافعی دارم خودمم مشکلاتی دارم شخصیتم کامل نیست کلی نقص داره با همه دعوا میگیرم سرش به بحث ختم میشه
و الانم گند زدم بنظرتون بزرگتر شیم رابطه منو داداشم خوب میشه؟ و من شانسید ارم رفتارو اخلاقم درست شه؟ من دلیل همه رفتارامو میدونم علت فلان رفتارم با یه شخص خاص اینکه نمش دنبال اینم به من احترام بزارن یا ازم حساب ببرن دلیل همشونو میدونم چیه بخاطر بچگیمه من سنی ندارم بزور ۱۸ سالمه از الان همچین مشکلی دارم،نمیدونم چجوری درستش کنم