بله زیاد قهر و آشتی داشتیم.همدیگه رو دوست داشتیم ولی رفتارای بچگانه هم کم نبود بینمون.دائم سر فامیل کی چی گفت کی چی کرد حرفمون میشد.ولی روزای اول پدر و مادر شدنمون با اینکه سخت گذشت ولی پر از عشق شد.
شرايطت مثل منه. من كه همش ساز طلاق ميزنم. شوهرم خيلي عصبي كم حوصله پر استرسه .
من که دنبال یه مشاور خانواده خوب میگردم اگه مشکل حل شد بعدش بچه به نظرم شماهم همین کارو کن به اینکه بعد بچه شرایط بهتر میشه اعتماد نکن ادما موقعیت های متفاوت دارن به قول دوستان
من خيلي دوست داشتم همسرم مثل همسر شما سرزنده باشه. ميدونم همسرم براي بچه ش مثل بابا بزرگهاي اخموى غر ...
همسر من در حالت عادی جدی و بی رحمه. یه مدت کوتاهی خودم زیر دستش کار می کردم چند بار اشکمو درآورد. ولی بچه می بینه بلافاصله سی سال از سنش کم می شه. به همین خاطر من فکر می کنم سر تربیت بچه هم به مشکل بخوریم. چون پایه هرگونه شرارت و شیطنت بچه هاست. برای همین خیلی نگرانم بچه بیاد باهم تیم بشن من به حاشیه برم. خوب نیست.
پس یعنی دیگه سر مباحث بی اهمیت بحث ندارین؟ ببخشید الان بچتون چند سالشه؟
ببین نه اینکه بحث نباشه کلا هنوزم بینمون قهروآشتی پیش میاد ولی کش دار نیس.روابطمون منطقی تر شده.مثلا دیگه داد نمیزنیم.متمدنانه صحبت میکنیم.اگر دلخوری پیش ییاد قهرمون کلامی نیست.سرسنگین میشیم باهم ولی حرفم میزنیم. البته موقع ازدواج من ۲۱ وشوهرم۲۳ ساله بودیم.سنمون هم کم بود