2821
2789
عنوان

حموم بودم

927 بازدید | 31 پست

یه چیز میگم فقط نیان بگین توذهنت مریضه وازاین حرفا....فقط بگین چرااین کارو کرد....

دیشب رفتم حموم تاررفتم شوهرم اومد درزد گفت خاستی بیای بیرون بگو مامان وبابا م اومدن خونه گفتم باشه...حالا چرا اومدگفت چون در وحموم واتاق روبروی همن ما معمولا ازحموم که میایم حوله میپیچیم میریم اتاق لباس میپوشیم ...خلاصه خاستم بیام شوهرم صدا زدم وبرام چادر گرفت تا رد شدم برم اتاق ...وقتی لباس پوشیدم واومدم تو پذیرای دیدم دقیقا پدرشوهرم روبروی در حموم نشسته منم خشکم زد که چرا نرفته اونطرف بشینه این همه جا اومده روبروی در...خلاصه پروپرو نیش خندمززنه میگه عافیت باشه وهی زیر زیرکی نگا می‌کرد...درصورتی که اخلاق منو میدونن تا حالا جلوش بانیم آستین نبودم همیشه پوشیده بودم...ولی چرا این کارو کرد....حتی چن شب قبلش که خونشون بودین یهو موقعی خداحافظی جاریم ازپشت بغل کرد ولپشو گرفت ....اصلا جاریم بدبخت قرمز شد...همه هنگ کردیم ..درصورتی خیلی مثلا تعصبی ومذهبی هستن خیرسرشون...ولی یه سری رفتاراش واقعا چندشه...

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

حواست باشه زمونه بدی شده اینو جدی میگم حالا پدرسوهر ک جای خود داره

زمانی که استخوونام در حال خورد شدن بود زمانی که پر از درد بودم خدا بود که نجاتم داد خدا بود که نور امید رو در سینه من تابوند بهترین مرهم بهترین یار و رفیق من خداست اندازه تمام آسمان و زمین شکرت ای بی نهایت ای بی همتا ای مرهم❤️💕😍💞💫💚دختری از خطه شمالم😉🥰

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز