دلم خون شد از بس گریه کردم
حالم از خودم بهم میخوره چون فکر میکنم نیست وجود ندارد
چون زار میزنم و قسمش میدم ترو به عزیزترین بندت بکار کن وجودتو حس کنم بدونم هستی بدونم منو میبینی
زار زدم گریه کردم قسمش دادم اگه هستی بزار پیدات کنم
منی که قرآن خوندم ترک نمیشد
به وجودش شک کردم
اگه هستی پس چرا نمیزاری ببینمت مگه زور تو از شیطان بیشتر نیست پس نجاتم بده
ولی نمیزاری پیدات کنم
روانی شدم کار و بارم و گزاشتم کنار یک هفته است در روز فقط ۵ساعت بیدارم
روانی شدم ازت خواستم و هیچ نشونه ای بهم ندادی
😭😭😭خسته شدم بریدم دیگه پس کجایی