2777
2789
عنوان

دیوانه شدم

| مشاهده متن کامل بحث + 412 بازدید | 49 پست
به فکرتن پس میخوایی چکار کنی؟بخوری بخوابی؟؟؟الان سنت کمه نمیفهمی حرف والدینتو گوش کن بعدا دیر میشه

نه اتفاقا با تنبلی مخالفم

تو تاپیک قبلیم نوشتم که عاشق رانندگیم و از یه جا نشستن خوشم نمیاد

بنظرم اگر اره مثلا از نظر مالی بیشتر از نیازمون نداشتیم یا فقیر بودیم نظام مهندسی که خوبه کارشناس رسمی دادگستری رشتمم میشدم و تلاشم بیشتر میشد واس درس خوندن با این که علاقه ای نداشتم میگفتم واس نون و پوله

من واس این که مفت خوری نکنم و تلاشی کرده باشم دلم میخواد مسافرکشی کنم با ماشین زرد و خطی کار کنم

وحشتناک بدم اومد انقد گفتن واس نظام مهندسیت بخون

اخه بابام طراحی و نظارتشو داره پایه یکم هست پر سابقم هست اوضا خرابه که فقط ۳۰ میلیون امسال تونست کار کنه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

😂😂 امان از شما ها ننه بابات هستن حق دارن مثلا میخوان از خودت شغل داشته باشی بعد تو فکر اینی ک بابا ...

خودم میخوام از یه روش دیگه که مخالفن همین ننه پول دربیارم تو تاپیک قبلیم گفتم بخدا

خودم میخوام از یه روش دیگه که مخالفن همین ننه پول دربیارم تو تاپیک قبلیم گفتم بخدا

مسافر کشی شغل نیست ک بهش با درآمدش زندگی خوب داشت 

الان اگه درس نخونی 

از طریق رشتت نمیتونی کار پیدا کنی 

تو ۴ سال این رشته رو خوندی 

بعد حالا ک باید از طریق شاغل بشی گیر دادی دوسش نداری 

بابا بیخیال 

خودت برنامه ی خاصی برای زندگیت داری ؟

بله مثلا گفتم تو تاپیک قبلیم که عاشق روندن با ماشینم مخصوصا ماشینای زرد خطی 

عاشق اسمبل کردن و فروش قطعات یا خود کامپیوترم ( نه برنامه ندیسیشا فقط سخت افزار )


اول متاسفم ک اینجوری به ننت فهش میدیدوم تو میخوای نخونی تا اخر عمرت با پول بابات زندگی کنی؟ مستقل شد ...

فش که نمیدم و اون عقده ایم که گفتم فقط اینجا گفتم و تا حالا صدامم براشون بلند نکردم هیچ خیلی کمکشونم و هر حرفی بگن میگم چشم فقط تو درس خوندنم چند بار اروم گفتم نمیخوام واس نظام مهندسی بخونم دیدم خیلی جدین و اصرار میکنن و حتی داد میزنه ننم گفتم ولش کن میگم باشه ولی نمیخونم

در ضمن به گفته خود پدرم ( ینی بابام تو یه بحثی به مامانم گفت) زندم که بدردش میخورم مردمم بیشتر بدردش میخوره حتی بیشتر از زنده بودنم

الان شما حدود ۲ میلیارد بزاری بانک به اندازه دو تا کارمند بهت حقوق میده بماند که بیشترم داره

در حال حاضر که فعلا منشی بابامم خودمم دلم میخواد ماشین زرد داشته باشم و مثل خطیا کار کنم واس علاقم

راننده تاکسی(قصد بی احترامی ندارم، بسیار هم کار شریفی هست) میگفت التماس پسرم میکنم ک درس بخونه تا مث ...

نمیدونم حرفم چقدر میتونه درست و منطقی باشه

من واس این که مفت خوری نکنم و واس علاقه میگم برم تو تاکسی و یه حالتی از شکم سیری

وگرنه از پول تاکسی نمیشه خونه خرید 

همین طور کارمندی

ولی واس کسی که خونه و ماشینش تضمینه ایا منطقی نیست به همین کار اکتفا کنه ؟؟؟ مخصوصا اگه مجردم باشه خرج لباسش یا خوردنش با همین تاکسی در نمیاد ینی؟؟؟ 

حالا راننده ای که خانوادش پولدارن احساس کمبود مالی نداره میتونه خرج زنشو بده چی با کمک بانک 

حالا خانم کارم نکنه همه چیش تامینه

ولی خب میگم اگه مثلا پدرم راننده تاکسی بود یا احساس ضعیف بودن مالی داشتیم شرایط فکری و تلاشم یه شکل دیگه بود

به قول پسر عموم میگفت من اگر ضرر نزنم خودش یه شغل محسوب میشه . تو هم کار نکن . خونه ها رو بده اجاره ...

متفاوت و قشنگ بود حرفتون

البته من از کار نکردن بدم میاد و دلم میخواد یه کاری بکنم تو تاپیک قبلیم گفتم چقدر به رانندگی علاقه دارم و حتی چند باریم بر خلاف میل ننه تو خط ازادی کار کردم

نمیدونم حرفم چقدر میتونه درست و منطقی باشهمن واس این که مفت خوری نکنم و واس علاقه میگم برم تو تاکسی ...

خدایی پیچیدش میکنی 

اونا میگن درس بخون که ب ی جایی برسی 

فقط بند ب پول پدرت نباشی 

خب میگم بهت که، یا علاقه ای ک داری و دنبال کن که ب ی جایگاه برسی، یا از طریق درس

حالا ک درس و نمیخوای بیکار نمون 

خداروشکر که پشتیبانی داری، ولی خودتم روی پای خودت بایست، تو راهی که دوست داری موفق شو

چو چیدن سر لاله را از بدن / خروشید ز ریشه ، هزار لاله ی زر تن..... « من آن لطافت جوانه ام که به وقت روییدن، از تن سنگ سخت تر می شود»

مسافر کشی شغل نیست ک بهش با درآمدش زندگی خوب داشت الان اگه درس نخونی از طریق رشتت نمیتونی کار پیدا ک ...

الان نوشتین تو خط اول زندگی خوب

من زندگی بد به خاطر مشکل مالی تا حالا نداشتم و چون میبینم در اینده هم نخواهم داشت چه برای خودم چه برای همسر ایندم اگه منو بخواد دلم میخواد با تاکسی کار کنم که هم خوشم میاد هم از رو شکم سیریه هم یه کاری انجام داده باشم

وگرنه خب  تاکسیا هستن شغل دوم سومشونه و بازنشسته دولتن

نه تنها من بلکه ادمایی که زندگیشو از نظر مالی بد هستش نگا نمیکنن ببینن به چی علاقه دارن یا نه زحمتشو میکشن

من با ماشین خطی از زمان دانشجویی میرفتم دانشگاه از همون دانشجویی دلم میخواست جای اون راننده باشم هی میگفتم خوش به حالش

تو همون دانشجوییم به مامانم گفتم دلم میخواد مسافر تهران شمال جا به جا کنم ( که پولش واقعا خوبه) هی داد زد بهم که این فکرو از ذهنم بیرون کنم

چند ساله این کارو دوس دارم

متفاوت و قشنگ بود حرفتونالبته من از کار نکردن بدم میاد و دلم میخواد یه کاری بکنم تو تاپیک قبلیم گفتم ...

بگو مادرم نگو ننه م . مگه مادر بزرگتو صدا میکنی ؟ الآن نسل جدید به مادر بزرگشونم نمیگن ننه . میگن مامانی . یه مصاحبه از فرح دیدم ازش پرسیدن شما و اعلی حضرت تو خونه که با القاب رسمی همدیگه رو صدا نمیزدید . چی همدیگه رو صدا میزدید ؟ فرح نمیخواست جواب گزارشگره رو بده . دیگه اینقدر اصرار کرد که گفت یه بار رفتیم خونه مادرم . اعلی حضرت به شاهزاده گفته بود رضا برو ننه تو صدا کن بیاد بریم . 

الان نوشتین تو خط اول زندگی خوبمن زندگی بد به خاطر مشکل مالی تا حالا نداشتم و چون میبینم در اینده هم ...

چون زندگی خوب داشتی قدر نمیدونی 

بازم اره از بیکاری بهتره 

ولی این همه درس بخون آخرش راننده مسافرکش شو

چون زندگی خوب داشتی قدر نمیدونی بازم اره از بیکاری بهتره ولی این همه درس بخون آخرش راننده مسافرکش شو

راستش از بچگیم تا اوایل دانشگاه پدرم کارمند و مهندس ناظر و طراح عمران بود و به خاطر وضع اقتصادی ایران تو سال ۹۰ با حقوق کارمندی خونه و ماشین و زمین خریدیم و تا ۹۷ پیشرفتایی داشت بابام و بعدش که سال به سال بد تر میشد وضع اقتصادی خب من مصمم بودم که لیسانسمو بگیرم رفتم مکانیک دیدم woow چقدر متنفرم ازین رشته ولی گفتم بخونم 

بعد که پدرم بازنشسته شد و با لطف کرونا فارغ شدم پدرمم کارشناس رسمی دادگستری رشته راه و ساختمان عمران قبول شد بدون هیچ سهمیه ای

و خب کاراش خیلی بیشتر شد همین طور درامدش

منشی لازمم بود و هست و خواهد بود 

منم لیسانسمو گرفتم و سربازی رفتم و بابامم واسم ماشین خرید که رفت و امدم راحت باشه

الان اگه میدونستم قراره اینده تضمین از نظر مالی داشته باشم سربازی که خوبه دانشگام نمیرفتم و اون موقع هایی که حسرت نشستن پشت فرمون راننده رو داشتم و بهش حسودیم میشد همون موقع ها ول میکردم درس

هر چند مامان و بابا و خانواده های مادری به خاطر این کار احتمالا حاضر میشدن سر به تنم نباشه😂

والا درس خوندنمون زوری بود البته تلاش میکردم که با ۱۰ و ۱۳ پاس کنم تا الکی دوباره سر کلاس نشینم

مهم بود برام درسو پاس کنم تا الکی چند ماهدسر کلاس تکراری نشینم

خیلی میخوام بدونم از چیش خوشتون میاد؟؟؟؟ تو دانشگاه به لطف مجازی و تقلب پاس کردم درسای مضخرف ارتعاشا ...

اروم باش فرزندم 

نمیدونستم اینجوریه من از قسمت عملی خوشم میاد

با احترام درخواست دوستی نمیپذیرم

راستش از بچگیم تا اوایل دانشگاه پدرم کارمند و مهندس ناظر و طراح عمران بود و به خاطر وضع اقتصادی ایرا ...

الان هر چی بهت بگم تو تصمیمت ر‌و گرفتی 

تازه بنظرم الان ک صحبت کردیم نباید زندگی رو سخت گرفت برو دنبال علاقت همون مسافر کشی چیکار میشه کرد دوس داری خب

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز