راستش از بچگیم تا اوایل دانشگاه پدرم کارمند و مهندس ناظر و طراح عمران بود و به خاطر وضع اقتصادی ایران تو سال ۹۰ با حقوق کارمندی خونه و ماشین و زمین خریدیم و تا ۹۷ پیشرفتایی داشت بابام و بعدش که سال به سال بد تر میشد وضع اقتصادی خب من مصمم بودم که لیسانسمو بگیرم رفتم مکانیک دیدم woow چقدر متنفرم ازین رشته ولی گفتم بخونم
بعد که پدرم بازنشسته شد و با لطف کرونا فارغ شدم پدرمم کارشناس رسمی دادگستری رشته راه و ساختمان عمران قبول شد بدون هیچ سهمیه ای
و خب کاراش خیلی بیشتر شد همین طور درامدش
منشی لازمم بود و هست و خواهد بود
منم لیسانسمو گرفتم و سربازی رفتم و بابامم واسم ماشین خرید که رفت و امدم راحت باشه
الان اگه میدونستم قراره اینده تضمین از نظر مالی داشته باشم سربازی که خوبه دانشگام نمیرفتم و اون موقع هایی که حسرت نشستن پشت فرمون راننده رو داشتم و بهش حسودیم میشد همون موقع ها ول میکردم درس
هر چند مامان و بابا و خانواده های مادری به خاطر این کار احتمالا حاضر میشدن سر به تنم نباشه😂
والا درس خوندنمون زوری بود البته تلاش میکردم که با ۱۰ و ۱۳ پاس کنم تا الکی دوباره سر کلاس نشینم
مهم بود برام درسو پاس کنم تا الکی چند ماهدسر کلاس تکراری نشینم