سلام عقدیم امروز روز چهارم هست اینجام منو نمیبره خونمون خسته شدم دیگ آه فکر میونه اینجا خونه اشون کارهای بهتری یاد میگیرم عین کوزت کار میکنمعوضی میگه تنبل خونتون کارنمیکنی
میگه مادرت هیچی یاد نداده خونتون میری کار نمیکنی بعدا کار یاد نمیگیری آبروم میبری یکغذاوجلومهمکن بذاری
خودمم نمتونم برم بفهمه شر ب پا میکنه و عصبی میشه برمبدوناجازه بد میشه تنهایی همنمتونمبرم
دانشگاه ساعت یکباید برممیگمببر نمیبره بعدش خونمون
صبح اینقد گریه کردمنمیفهمههههه