سلام. یه سوال. بچه چندم هستین؟ خواهر کوچکتر دارین؟
من یه خواهر کوچکتر دارم که دانشجو هست. با هم ۷ سال اختلاف سنی داریم. من حدود یک سال میشه که عقد کردم. با اینکه عقد کردم، لباسهایی که مادرم برای خواهرم میگیره خیلی بیشتر و قشنگتر از لباسهای منه. حس میکنم برای خواهرم خیلی بیشتر وقت میذاره. لباسهای اون نو تر و خوشرنگ تر از منه. هر وقت مادرم با من میاد خرید، همش عجله داره و میخواد برگرده خونه یا بره خونه مادرش. خواهرم لباسهای من رو هم خیلی میپوشه. مثلا بدون اجازه لباس من رو پوشیده بار ها. وقتی هم شکایت میکنم و چیزی میگم، مادرم پشتش درمیاد.حالا اگه من لباس اونو بپوشم، زمین و زمان رو به هم میدوزه و نمیتونم حرفی بزنم. انگار جای من و اون عوض شده و من خواهر کوچکترم و اون خواهر بزرگتره. شما ها هم اینطوری هستین؟
به نظرم حد و حدود و مرزها باید رعایت بشه.احترام به بزرگتر از همون اول باید گوشزد بشه و حریم خصوصی مثل پوشیدن لباس خودمون و... از همون اول اهمیت داده بشه.
من لباسای خواهرم رو میپوشیدم ولی با اجازه خواهرم .در عوض خواهرم هم وقتی میخواست لباسهای منو بپوشه اجازه میگرفت.
البته بازم خداروشکر. یه داداش کوچکتر دارم بابام خیلی به اون اهمیت میده براش پول خرج میکنه ولی زمانی که من مجرد بودم با اینکه وضع مالیش خوب بود همش میگفت ندارم.جهازمم ۱۰بار اشکمو دراورد تا خرید
خب شما که عقدی بگو شوهرت هر هفته برات یه خوشگلش رو بخره،لابد مامانت میخاد خاهر کوچیکه حسرت تورو نخوره ک تحویلت میگیرن همه،منم خاهر کوچک بودم تا جایی که یادمه همیشه اون خاهر بزرگ ک سه سال بیشتر تفاوتمون نبود رو خیلی تحویل میگرفتن و منو خاهرم همیشه در حاشیه و جزو بی اهمیتها بودیم
متاهل ۴۰ ساله و مادر سه فرزند،برادر محترم لطفا درخواست نده ،بنده جای مادرت!