2777
2789
عنوان

واقعا شما حس نمیکردید موقع زایمان

347 بازدید | 52 پست

دور از جونتون دور از جونتون 

از دنیا برید

من این فکر داره دیوونم میکنه از وقتی اقدام کردم بدتر شدم

حالم خیلی بده خیلی میترسم

برام دعا کنید. لطفا 🙏🏻

مگه زمان قدیم هست 

یا میخوای تو خونه زایمان کنی؟

آه از غمی که تازه شود باغمی دیگر 😭😭😭                                                             خدایا صبر بده به ما زمانی که لا نعلم الا خیرا  دیگر رو با بغض و گریه میشنویم،زمانی که دیگر ابراهیمی پشت سر نیست😭                                      تعریف میکنه ،میگه رفتم سر قبر دیدم هی داره با خودش میگه مادر کاش به جای تو من رو میزدن و گریه میکرد،مادره دیگه.....(مادر شهید آرمان علی وردی)

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

منم بهش فکر میکردم 

بعدش میگفتم خدا مهربونم تر از این حرفاست بعد این همه سختی یه بچه داده بمن اونم ندیده بمیرم😐🥴

✨اونایی که میگن انسان یکبار متولد میشه کسایین که معجزه ها رو باور ندارن✨تو معجزه ی من شدی✨y✨چه خوب شد که اومدی💞 عُمرَم رو عُمرِت بچه جون🤍✨

به این فکر نمیکنم‌‌ولی از بعد از سزارین که شکمم و فشار میدم میترسم .نمیدونم چه جوری میشه تحمل کرد

وقتی می تونی توقع بخشش داشته باشی که خودت چیزی با ارزش تری و بخشیده باشی....!

چرا حس میکردم ولی هنوز زنده ام😂

نترس بابا 

هیچی نمیشه 

مگه قراره تو خونه زایمان کنی خب تو بیمارستانی

دوستان مهربونم لطفا یه صلوات هدیه کنیم به آقا امام زمان عزیزمون 🙏🙏🙏🙏🙏💖💚

نترس وقتی بچه به دنیا میاد انگار وارد بهشت شدی 

دور از جون ،دور از جون ،دوز از جون 

اگه برای خانمی هم این اتفاق بیوفته دقیقا عین شهادت هست 

همون قدر پاک و بی گناه وارد اون دنیا میشن

آه از غمی که تازه شود باغمی دیگر 😭😭😭                                                             خدایا صبر بده به ما زمانی که لا نعلم الا خیرا  دیگر رو با بغض و گریه میشنویم،زمانی که دیگر ابراهیمی پشت سر نیست😭                                      تعریف میکنه ،میگه رفتم سر قبر دیدم هی داره با خودش میگه مادر کاش به جای تو من رو میزدن و گریه میکرد،مادره دیگه.....(مادر شهید آرمان علی وردی)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792