2777
2789
عنوان

جاری

188 بازدید | 16 پست

دوستان من یه جاری دارم ۱۲ سال ازم بزرگتره و قبلا طلاق گرفته ازدواج دومشه و واقعا هیچ برتری خاصی نداره ولی همه فقط به اون توجه میکنن واسه تولدش همه شون بسیج شدن که براش هدیه بخرن یکسره مادرشوهرم و شوهرم و همه ازش تعریف میکنن من با اینکه تازه عروسم هیچ کاری واسه من نکردن حتی حلقه ازدواجم برام نگرفتن تابستون تولدم بود هیچکدوم حتی تبریکم نگفتن هر زمان که به مادر شوهرم زنگ زدم همش از جاریم تعریف میکنه واقعا خسته شدم از وقتی وارد این خانواده شدم حس کمبود حقارت میکنم احساس میکنم جاریم الهه مقدسه و من هیچی نیستم  چیکار کنم از این حس راحت بشم

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

عزیزم پیشونی دیگه من شوهرم مثل سگ از خانواده اش و جاریم حساب می‌بره شاید بگی چه بی ادبی اما دقیقا اینجوریه و با این که جاری من ماهی یک بار هم نمیاد دیدن خانواده شوهر میاد کم مونده به پاش گل بربزن

برکات_دعای_توسل_هر_روزاگه حاجت داریدگوش کنید😍اگه انجام دادیدمنم دعاکنید🙏اینکه سال بعدبچمو بغلم کنم ...و پدر و مادرم سلامت باشند وسایشون بالای سرم 

والا اینا همش میگن خیلی ساده و فلانه منم برخورد زیادی باهاش نداشتم نمی دونم چه جوره

خب یکی از سیاست ها اینه خودتو ب سادگی بزنی درحالی ک پراز راز و سیاستی 

نیازی نباشد ما را به هیچ احدوالناسی جز اللّٰـه... 
مثلا زیاد حرف میزنه یا چی؟

نه مثلا هنوز منو ندیده بود حتی نمی‌دونست کیم گفته خیلی دوسش دارم و عاشقشم خیلی قربون صدقه میره نامردی هم که خودشو مینداخت بغل فامیلای من با اینکه تا حالا ندیده بودشون

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108