دوستان من یه جاری دارم ۱۲ سال ازم بزرگتره و قبلا طلاق گرفته ازدواج دومشه و واقعا هیچ برتری خاصی نداره ولی همه فقط به اون توجه میکنن واسه تولدش همه شون بسیج شدن که براش هدیه بخرن یکسره مادرشوهرم و شوهرم و همه ازش تعریف میکنن من با اینکه تازه عروسم هیچ کاری واسه من نکردن حتی حلقه ازدواجم برام نگرفتن تابستون تولدم بود هیچکدوم حتی تبریکم نگفتن هر زمان که به مادر شوهرم زنگ زدم همش از جاریم تعریف میکنه واقعا خسته شدم از وقتی وارد این خانواده شدم حس کمبود حقارت میکنم احساس میکنم جاریم الهه مقدسه و من هیچی نیستم چیکار کنم از این حس راحت بشم
عزیزم پیشونی دیگه من شوهرم مثل سگ از خانواده اش و جاریم حساب میبره شاید بگی چه بی ادبی اما دقیقا اینجوریه و با این که جاری من ماهی یک بار هم نمیاد دیدن خانواده شوهر میاد کم مونده به پاش گل بربزن
برکات_دعای_توسل_هر_روزاگه حاجت داریدگوش کنید😍اگه انجام دادیدمنم دعاکنید🙏اینکه سال بعدبچمو بغلم کنم ...و پدر و مادرم سلامت باشند وسایشون بالای سرم
نه مثلا هنوز منو ندیده بود حتی نمیدونست کیم گفته خیلی دوسش دارم و عاشقشم خیلی قربون صدقه میره نامردی هم که خودشو مینداخت بغل فامیلای من با اینکه تا حالا ندیده بودشون