امسال سال اخرمه دو روزه برام کتاب خریده. یهو جوگیر شد شروع کرد وراجی
تو هیچ گوهی نمیشی با این وضع و فلان
درحالیکه من خودم برنامه ریختم روزانه بخونم و بیشترش کنم یه بار اومدم از برنامه ام ب مامانم گفتم سر همونم باهام دعوا کرد تو یکی از تاپیک های قبلیم نوشتم راجبش.
تصمیم گرفتم نگم بعد از ازدواج و اینا حرف زد گفت اگه قصدت ازدواجه برو ازدواج کن کتابارو هم میرم پس میدم
بعد همش با من لجه انقد حرف بارم کرد الان سردرد گرفتم.. همش میگه سرت تو گوشیه سریال و .اینا
اگه دختر بدی بودم همچین نمیگفت
دیگه گریم میاد 🥲