همسرم تو کارخانه کار میکنه امشب شیفت بود.خونموون طبقه همکفه و یه پنجره دید داره به خیابان پشت ساختمان. دیدم صدای ور رفتم به نرده میاد دقت کردم دیدم یکی داره یه زور خودشا میکشه بالا که داخل خونه رو ببینه داد زدم و شوهرمو الکی صدا کز م فرار کرد
ولی خیلی ترسیدم هنوزم دارم میلزروم بچه هامم از خیلی ترسیدن و تا قبل خواب داشتن گریه میکردن
خدا لعنت کنه آدمای مریض رو میای بالا چی نگاه کنی
حالا میترسم بجا آدم تکون خورده باشن خیلی ناراحتم
خودمم خیلی ترسیدم هنوزم دارم میلرزم
شوهرم زنگ زدم اومد بنده خدا
نگران بچه هامم چکار کنم