2777
2789
عنوان

یه چیز عجیب دیدم

468 بازدید | 23 پست

دیروز که داشتم میرفتم واسه یکاری دانشگاه

تو ماشین بودم

بغل دستم یه ماشین رد شد. یه پسر خیلی پولدار توش بود

ماشینش پورشه بود فک کنم

به استایلشم می‌خورد پولدار باشه هاا 

هستین بقیشو بگم؟

ونک زندگی میکنم. تامام

بلایک

 احمق‌ها به همین راحتی اداره می‌شوند  استالین دیکتاتور روسیهً ،خواست که برای او مرغی بیاورند او آنرا گرفت در حالیکه با یک دست آنرا میفشرد با دست دیگر شروع به کندن پرهای آن مرغ کرد مرغ از درد فریاد می زد و سعی می کرد از هر راه ممکن فرار کند. پس از پایان کار به یارانش گفت: "حالا ببینید چه اتفاقی می‌افتد" او مرغ را روی زمین گذاشت و چند دانه گندم جلوی او ریخت و از او دور شد همکارانش دیدند که مرغ بیچاره در حال درد و خونریزی او را دنبال میکند استالین با دانه‌های گندم ، مرغ را به هر گوشه از اتاق بسمت خود می‌کشید در همه این مراحل مرغ پی در پی ، او را تعقیب می‌کرد و قدم به قدم همراه او بود!!استالین گفت:مشاهده می‌کنید که مرغ با وجود تحملِ تمام دردهایی که من برای او ایجاد کردم؛ به دنبال من می‌آید  احمق‌ها به همین راحتی اداره می‌شوند!

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

رفتی تا.یکای دیگه ملت رو صدا میزنی و ما رو علاف کردی؟

پربازدید زوری مگه داریم؟؟

ماورای باورهای ما، ماورای بودن ها و نبودن های ما، آنجا دشتیست فراتر از همه ی تصورات راست و چپ؛ تو را آنجا خواهم دید.

خلاصه من همینجوری تو کف یارو بودم

اینم بگم هم خیلی خوش قیافه بود هم خوش هیکل

البته تیپشم لش.. یه کلاه کپ داشت😂

من وارد دانشگاه شدم. با حراست کلی حرف زدم و اینا

ونک زندگی میکنم. تامام

اسمت ویولت آوانسیان  نیست  ک با ی پسر چش رنگی ک از قضا اسمشم آراده آشنا میشی تو مسیحی اون مسلمونه باهم بورسیه میشید هاوایی تو مسلمون میشی اون تصادف میکنه😂


یادش بخیر

 یاد این رمان افتادم .




یه صلوات میفرستی برای سلامتی خودم و خانوادم ممنون ؟ اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم❤

مشغول حرف بودم

یه پسره از کنارم رد شد اول زیاد دقت نکردم

بعد دیدم همون پسرس که تو ماشین بودم...

یه نگاه ریزی ام بهم انداخت 

یعنی همینجوری از تعجب داشتم سکته میکردم😂

دانشجوو بود وایییی 

یعنی باورم نمیشههه هنوزم تو فکرم خخ


ونک زندگی میکنم. تامام
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108