من خیلی وقتا شده خواستم درک مالی بکنم شوهرمو اما ی سری چیزارو دیدم از شروع زندگیم تا الان ک دیگه درک نکردم کلا
یکیش اینکه کمک مالی میکنه به خانواده اش هم کارشونو راه میندازه ک به خواسته هاشون برسن م
وقتی هم به من میرسه میگه چرا نمیفهمی ندارم قسط چک وام نمیزاره بازم درک نمیکنم
گاهی وقتا مثلا گفتم بندازمش تو خرج خوب خرج کنم برای زندگی اما یا میگه ندارم نمیتونم بخرم یا چک دارم یا قسط منو درک کن حتی گاهی وقتا فرصت هم میدم میگم بعداً فلان تاریخ کلا فراموش میکنه یا ی چیزی جدید میگه تو حرفاش منو میپیچونه ک نخره
پول ماهیانه یا کلا پول سخت میده یعنی پولی بهت میده ک هزار تا سوال توشه چرا میخوای چیشده چکار میکنی برای چیه چقدر مثلا میگی انقدر عه نه انقدر ندارم یعنی پولی بهت میده ک ارزشی ندارع اون پول
واقعا خستم گریم میکنم اینارو مینویسم اما خسته شدم ازش میگم چرا برای من فقط اینطوریه خیلی هم شده نشستم باهاش حرف زدم میگه حرفات بی ربطه درک نمیکنه چون براش مهم نیستم مشخصه کلا
واقعا اگر تجربه ای دارید راه کاری میدونید ک کمک میکنه بگید چون زندگی با این مدل مرد با مریضی روانی فرقی نداره