واقعا چی بگم وقتی باردار شدم گفتم مامانم ک خیلی خوشحال نشد چون یاسگی داره خون ریزی مداوم حال خودش هم خوب نیست بیچاره گاهی وقتا میرم خونشون اما اینجوری ک شما میگی نه نمیکنن چون میگم مادر همش درد داره منم دلم نمیاد اما
مادرشوهرم هم وقتی شوهرم بهش گفت طبق چیزی ک خودش میگفت گفته بیارش خونه ما چندروز بمونه
منم واقعا شرایطم جوری نیست اونجا بمونم چون خونه ک کوچیکه اونجا همشم کار دارن اونجا نمیشه خوابید با میخوای بخوابی تو اتاق میخوان برن حموم
خونمون هم ک کسی نیاد بهتره چون حالم انقدر بده از ویار نمیتونم تمیز کنم کثیفه یک کلام فقط جلو پسرشون گفتن بیاد خونه ما بمونه
کلا نمیشه ک کسی مجبور کرد اگر خودشون میخواستن میگفتن شبا بیا یا غذا درست میکردن میدادن پسرشوون میورد اما نمیخوان فقط بلدن وقتی مریض میشن پسرشون از زن زندگی کارش بزنه