درود بر خانم گلکار و رم عزیز
این دومین داستان از سری داستانهای خانم گلکار بود که من خوندم.
نقاط قوت : تقدم و تاخر مطالب بسیار دقیق رعایت شده و این نیاز به دقت بالا داره. حتی در بسیاری از کتب علمی هم این مسئله رعایت نمیشه و باعث گیجی یا کج فهمی خواننده میشه
بالا و پایین های داستان و تاثیرش بر هیجان خواننده قابل تحسین بود
نقاط ضعف: بعضی مسائل داستان اصلا با عقل جور در نمیاد. و از شخصی با تجربه نویسنده بعیده که به این مسائل اصرار هم داشته باشند. برای مثال وقتی انجیلا و مهبد به دبی سفر کردن اقامت آنها در برج العرب... این هتل فقط برای اشخاص بنام مثل رئیس جمهور ها . سفیر ها. وزیر ها و... است و رزرو جا در آن فقط به مسائل مالی بستگی ندارد. من فکر میکنم شاید کلا در جهان چند نفر ایرانی باشند که بتوانند آنجا اقامت کنند. دو از آشنایی و سفر آنها به دبی چند روز بیشتر زمان نبرد. اینکه ویزا کسی به این سرعت بیاد اصلا از محالاته. نمیگم داستان دروغه اما فکر میکنم اینجا تعداد روزها و زمان ها رو با بی توجهی نوشتن. سوم عقد کردن انجیلا بدون آزمایش و تاییدیه بهداشت. به فرض که اون آقا توی تمام ارگانها آشنا داشته و همه رو میخریده. خود خانواده انجیلا نترسیدن این شخص بیماری داشته باشه که سرایت کنه. از صد سال پیش حرف نمیزنیم که از چند سال اخیره و با توجه به تحصیلکرده بودن خانواده انجیلا بعید میدونم اینقدر بی تجربه عمل کنن و از بیماری های ایدز و هپاتیت و سوزاک و... نترسن .
فرض رو بر این میگیریم که انجیلا یه آدم بی اراده . ترسو و... شهاب که این همه اون سر دنیا تنها زندگی کرده که باید با تجربه باشه. چجوری بدون اینکه شغل مهبد رو بفهمه و بدون اینکه خانوادش رو ببینن رضایت به عقد دادن. طبق قانون کسی که ماشین یا ملکی به نامش بشه باید حضور داشته باشه چون جرائمی مانند انتقال مال غیر . کلاهبرداری . زمین خواری . خیانت در امانت میتونه مصداق پیدا کنه و جز در موارد استثنا مانند پدر و فرزند یا قیمومت بدون حضور خریدار نمیشه مال غیر منقول یا خودرو را به نام زد. چجوری شهاب و خانواده انجیلا به این مسائل توجه نکردن که این شخص حتما یک کلاهبرداره که تونسته جعل کنه و... از طرفی خانواده انجیلا یک خانواده فرهنگی معرفی شدن در صورتی که برای ازدواج دخترشان هیچ تحقیقی نمیکردن. شاید طرف اصلا قاچاقچی انسان باشه و در عرض چند روز دختر میدادن. و انجیلا تو سن سی سالگی در عرض یک هفته دلش رو به شخصی که تا چند روز قبل نمیشناخت باخت . قصد جسارت و بیان اینکه داستان دروغه رو ندارم اما به این جزئیات توجهی نشده و من فکر میکنم نویسنده زیاد اصرار داره که انجیلا رو مظلوم نشون بده . اصلا برای من قابل قبول نیست که بدون علم به اینکه این ثروت حلال نیست انجیلا تن به ازدواج داده . چون از همه شواهد پر واضح میشد به یقین رسید که ثروتی که چنین ریخت و پاش میشه نمیتونه حلال باشه. از طرفی انجیلا سالها به بهانه ترس سراغ بچه تنی خودش نرفت در صورتی که خیلی جاها نشون داد جسارت خیلی کارا رو داره.میدونست همسر سابقش تعادل روحی نداره و ماندن دختر پیش اون شخص بیمار اثرات مخربتری نسبت به این داره که مادرش بیاد سراغش و...
برداشت من از شخصیت انجیلا این بود که یک شخص ضعیف که میخواد مسئولیت کارهاش و تصمیماتش رو گردن کس دیگه ای بندازه. چون اتتخاب همسر دوم و سومش کاملا با اراده خودش بوده اما نویسنده سعی در مظلوم و بی گناه نشون دادن شخصیت انجیلا داره.
پیروز باشید